....





کاش به دورانی باز میگشتم که
غم زندگیم شکستن نوک مدادم
بود...
غم زندگیم شکستن نوک مدادم
بود...

اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست
او جانشین تمام نداشته های من است
ادمک اخر دنیاست بخند
ادمک مرگ همین جاست بخند
ان خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند!
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند!
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند!
صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست بخند!
راستی انچه که یادت دادیم
پر زدن نیست که در جاست بخند!
ادمک نغمه ی اغاز نخوان
به خدا اخر دنیاست بخند! مرگ همین جاست بخند...
ادمک مرگ همین جاست بخند
ان خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند!
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند!
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند!
صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست بخند!
راستی انچه که یادت دادیم
پر زدن نیست که در جاست بخند!
ادمک نغمه ی اغاز نخوان
به خدا اخر دنیاست بخند! مرگ همین جاست بخند...
.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۲/۱۲ ساعت 14:32 توسط saeed
|